باز هم مسافرت به شیراز
فروردین سال 89 ما باز هم به شیراز مسافرت کردیم . شیراز شهر زیبا ودیدنیه که مخصوصا در فصل بهار عطر آگین وپر گل می شه ودلیل دیگه اینکه با توجه به فرصت کوتاهی که داشتیم بهترین گزینه برای انتخاب بود. آن سال امیرمحمد تازه به راه افتاده بود وحسابی شیطونی می کرد.دلش می خواست خودش به تنهایی راه بره و هر زمان که می خواستم دستش را بگیرم نهیب می زد و دستش را می کشید .از همین بچگی خصوصیات مردانه را بروز می داد! اوایلی که امیرمحمد به دنیا آمده بود شاید آیدا ناخواسته و از روی بازی بلایی سرش می آورد اما حالا دیگه اوضاع کاملا برعکس شده بود وامیرمحمد هم که فهمیده بود به خاطر کوچکیش همه حمایتش می کنند برای آیدا قیافه می گرفت وزور می گفت . خلاصه اینکه ...
نویسنده :
مامان محدثه
21:09










